بگذار در پاییز، بیشتر باشی
پاییز، فصلِِ مُردنِ مَرده
بمان تا به این جانِ مُرده
نفسهای آخری برگرده
بمان تا غزلی تازه
تا برایت باز، موسوی شوم
تا باران بزنه سرِ روزام
به دیوانگیت، مردی قوی شم!
شعرهام زرد و نارنجی تر
پاییز فصلِ بیشتر گفتنِ از توست
مرگ، خشکی این خودکار
تشنجی مرگبار، بعد از توست
مرگ پارک ملت و نارنگی
مرگ آتیشی لبِ جوب است
مرگ، زندگی توی این روزا
آروزی یه پایانی خوب است
مرگ ناشاعریِ من
از عشق تو به باران است
مرگ شعرایی تنها
نوشته شده در خیابان است
مرگ شعرایی تازه
لا به لای یه خروار خاک بود
مرگ تنها انگیزهم
در سرویسِ، تهران-اراک بود
مرگ گرفتن تاکسی
از ولیعصر تا انقلاب است
مرگ، مرگِ این مغز است
که برات تا ابد خواب است
پاییز فصل مُردنِ مَرده
روی بودنت تشدید بذار
خیالت را از من نگیر
.. .در تشنجی شدید نذار
حمیدرضا تاجیک
شعر و نوشته...
ما را در سایت شعر و نوشته دنبال میکنید
برچسب: انتهاء عاصفة الحزم,انتهاء الاقامة,انتهای خیابان هشتم,انتهاكات حقوق الانسان,انتهاء الدورة الشهرية,انتهاء العالم,انتهاكات,انتهاء وقت صلاة العشاء,انتهاك حرمة رمضان,انتهاء الحرب العالمية الاولى,
نویسنده:
بازدید: 170
تاريخ: پنجشنبه
22 مهر
1395 ساعت: 9:28