گه زد اون به اول
پاییز با ترس از صدای بادی که..
انتها، دستگیر شد مرد
با چند گرم، از موادی که..
همه دنیاشو میداد
تا تو راحت خواب باشی
میبینه تو رو هر روز،
تا چهره ای جذاب باشی
انتها بود روزی معلوم
که دیر نشه آخرین تزریق
آخر هر اتفاقی شوم :
فحش دادن، به این تعلیق
آخر شب، داد کشید
نشست روی صندلی برقی
اونور میز دختری بود
مضطرب پشت چهره شرقی
دیگه با عطر صدای تو
کسی شب اشک نمیریزه
کار این مرد دیگه تنها
گه زدن، به روزای پاییزه
حمیدرضا تاجیک
شعر و نوشته...
ما را در سایت شعر و نوشته دنبال میکنید
برچسب: پاییز,پاییز طلایی,پاییز صحرا,پاییز تنهایی,پاییز سال بعد رستاک,پاییز پدر سالار,پاییز پدرسالار pdf,پاییز طلایی mp3 download,پاییز آمد,پاییز آمد در میان درختان,
نویسنده:
بازدید: 161
تاريخ: يکشنبه
21 شهريور
1395 ساعت: 13:31