پاییزت

خرید بک لینک
پاییز، مشتی سنگین به سرت
شعر میشم توی گوشای کرت

ادامه دادن به خواب دیدنت
از دلم تا اول شعر پریدنت

تو، دو نقطه ی این سکوت من
سکوت..تا انتها.. تا هبوط من

عذاب نمیکشم که فقط بنویسم
از بودنت ، در هر شعر خیسم

از من از تو از کسی گله ای نبود
میان پنجره و دیدن فاصله ای نبود

میرم از سی تا کشف نتی دیگر
تو به فکر آدمی توی کتی دیگر

پاییز، چنگهای وحشی روی صورت
از حال و آینده، از روزهای دوورت

حسی غریب در ابتدای هر ماه
دلخوشی به باران شهریور ماه

با هر شعر، حس کمی مشترکی بود
این فضای الکی، در انتهای الکی بود

میبرم یاد تو رو از دل این آدمها
میزنم مشت به اونا با شعری تنها

اونا که از عشق مینویسند با قلم
توی کتابها، پشت نقابی محترم

که آزاد نیستتد و آزاده میمیرند
منو با بمب تو امامزاده میگیرند

ما رو میبینند توی هر کافه
وسط معجون قرص و نسکافه

وسط حرف های عجیب بی مزه
ناگهان زنگ میزند، زنی هرزه

اونا قول دادند فکرتو از سرم میگیرند
منو آخر با بمب، داخل حرم میگیرند

پاییز، باد خاکستری در هر غروبت
پایان، پایان شب و روزهای خوبت

...

قسمتی از یک شعر.. .

حمیدرضاتاجیک

شعر و نوشته...

ما را در سایت شعر و نوشته دنبال می‌کنید

برچسب: پاییزتنهایی,پاییزتنهایی احسان خواجه امیری,پاییزتنهایی خواجه امیری,پاییزت مبارک,پاییزتان مبارک,پاییزتون مبارک,پاییزتان طلایی,پاییزت قشنگ,پاییزتون قشنگ,پاییز تنهایی احسان, نویسنده: بازدید: 141 تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 13:31

صفحه بندی